جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
864
تحفة الملوك ( فارسى )
مختلف مىباشند و اقدم و اعلاى از آن مراتب مرتبهء ايثار است . و آن ، آن است كه حاجت حبيب خود را در مال خود مقدم بر حاجت خود مىدارد ، و حفظ نفس او را مقدم بر حفظ نفس خود مىدارد ، و مال و نفس خود را در حق او ايثار مىكند ؛ چنانكه خداوند مدح آنها را به فرمودهء وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ « 1 » فرموده است . و چنانكه سلوك جناب امير عليه السّلام با جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در همه جا خصوصا در شب غار و روز احد ، و سلوك شهداى كربلا با جناب امام حسين عليه السّلام بوده است . « 2 » و بعد از آن ، مرتبه مواساة و تسويه نمودن فىمابين خود و حبيب است در مال و نفس و غير آن ؛ چنانكه خداوند مدح آنها را ايضا به فرمودهء أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ، وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ « 3 » فرموده است . و از اينجا است كه جناب امام جعفر عليه السّلام به قومى كه با يكديگر چنين نبودند فرمودند كه « ما هؤلاء باخوة » ؛ يعنى نيستند آنها اخوه و حبيب يكديگر . و بعد از آن ، مرتبهء تأخير و تنزل دادن حبيب را از خود و او را در مال خود به منزلهء عيال دانستن است كه قضاى حوايج او را بعد از خود و به آنچه زياد از خود باشد مىنمايد . و اين مرتبهء آخر اخوت و تحابب است كه اگر نازلتر از آن باشد هرآينه اخوت و صداقتى در ما بين نمىباشد و حقوقى كه مترتب بر اخوة و صداقت است بر آن مترتب نمىگردد و آنچه را به زبان مىگويند از تعارفات رسميه و حركات ، لسانيه است كه تصديعى و موقعى از براى عقل و شرع و دين در آن نمىباشد . و حقوقى كه مترتب بر اخوت و صداقت مىگردد عظيم و بسيار است . و مروى است كه « ما عبد اللّه بشىء افضل من اداء حق المؤمن » « 4 » ؛ يعنى بندگى نموده نشده است خداوند به هيچ عبادتى كه بهتر باشد از ادا نمودن حق مؤمن . و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در وقتى كه با بعضى از اصحاب خود داخل در بيشهاى گرديدند و دو مسواك را بريدند ، و يكى راست بود و ديگرى
--> ( 1 ) . حشر : 9 . ( 2 ) . ايثار حضرت امير نسبت به پيغمبر در شب غار اشاره است به شبى كه حضرت در بستر پيغمبر خوابيد و در احد اشاره است به موقعى كه مسلمانان از جنگ فرار كردند و حضرت على عليه السّلام از پيغمبر دفاع مىكرد و ايثار اصحاب و ياران امام حسين عليه السّلام هم بر همه معلوم است . ( 3 ) . شورى : 38 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 170 ، ح 4 .